جادوگری در دنیای ارتباطات با داستان گویی
از زمانی که انسان توانایی ارتباط کلامی با همنوعانش را یافت، استفاده از داستان گویی برای انتقال مفاهیم و عمق بخشی به اتباطات نیز به وجود آمد. استفاده از مثل ها، روایات، خاطرات و قصه ها؛ دستمایه ای شد برای درک بهتر انسانها از شناخت یکدیگر و ایجاد پیوندهای عمیق. مغز انسانها و در عمق آن ناخودآگاه، با شنیدن روایات و قصه ها، مسائل را بهتر درک میکند و تاثیر بیشتری میپذیرد. شنیدن یک داستان خوب، برای افراد شیرین است. چرا که تخیل فرد را اغنا میکند تا تصاویر روند داستان را بسازد. در واقع داستان ها را میتوان به غذای تخیل تشبیه کرد. هر چه قدرت تخیل بیشتر باشد، درک جهان و مسائل گوناگون نیز بیشتر می شود. پس داستان گویی میتواند موجب محبوبیت و تاثیر گذاری راوی آن شود.
داستان گویی، مثل یک جادو است که می تواند ارتباطات را به طرز شگفت انگیزی تغییر دهد. در این مقاله می خواهیم به شما بگوییم که چطور با داستان گویی می توانید به یک جادوگر ارتباطات تبدیل شوید. آماده اید؟
نقش و تاثیر داستان گویی در ارتباط انسانها
با مقدمه ای که ذکر کردیم، شاید برایتان سوال پیش آمده باشد که داستان گویی چه تاثیراتی بر مخاطب میگذارد. آیا این تاثیر یک طرفه است؟ حضور ذهن در به کار بردن قصه ها و مثل ها چقدر مهم است؟ در ادامه تعدادی از مهمترین تاثیراتی که داستان گویی خوب میتواند موجب موفقیت در ارتباط و مهارت های کلامی شود را بررسی میکنیم.
ایجاد ارتباط عاطفی و پیوندهای دوستانه
فرض کنید در یک مهمانی با دوستانتان هستید و یکی از آن ها شروع می کند به تعریف داستانی از دوران بچگی اش. همه می خندند و بعضی ها اشکشان در می آید. این احساسات باعث می شود همه به هم نزدیک تر شوند. داستان گویی، مثل نشستن دور یک آتش در شب های سرد، شما را به هم متصل می کند.
حتی این مسئله میتواند موجب از بین رفتن برخی از کدورت ها و انرژی های منفی بین افراد شود و فضا برای ایجاد پیوندهایی عمیق تر فراهم گردد.
نقل قول و به خاطر سپردن اطلاعات: داستان های ماندگار
یادتان می آید وقتی معلمتان داستانی را از یک دانشمند معروف تعریف میکرد؟ شاید به یاد نیاورید که آن دانشمند چه چیزی اختراع کرده، اما حتماً داستانش را به یاد دارید! مثلاً می توانیم به داستان توماس ادیسون اشاره کنیم که چگونه در کودکی با سختی هایی مواجه شد اما هیچ گاه تسلیم نشد. این داستان نه تنها یک درس زندگی به ما می دهد بلکه به یاد ماندنی هم است.
بسیاری از اطلاعت عمومی که در ذهن خود داریم و به موقع از آنها استفاده میکنیم، حاصل آن است که مغز برای بازیابی اطلاعات، راحت تر میتواند نورون ها را هماهنگ کند. مسائل و اطلاعاتی که جذابیت بیشتری داشته باشند، راحت تر ریکاوری می شوند. خصلت قصه و داستان هم در این است که مغز، اطلاعات جذاب را به شیوه ای کارآمد بازیابی می کند.
مثال: شناخت کرمچاله و سیاهچاله، نظریه نسبیت و کندی زمان در گرانش بالا؛ جزء مباحث سخت است و حتی خواندن یک مقاله به زبان ساده هم شاید نتواند به درک ما کمک کند. اما وقتی این اطلاعات حالت روایی جذاب و ساده ای به خود بگیرد، قضیه دیگر فرق میکند. دقیقا مانند فیلم میان ستاره ای کریستوفر نولان، که این مباحث پیچیده را در قالب های داستانی از نوع علم، احساس، تصویر سازی و مَثَل؛ کاملا قابل درک میسازد.
عبرت آموزی و انتقال تجربه
انسانها در ذات خود نسبت به پند پذیری مستقیم، جبهه گیری میکنند و آن را نصیحت آزاری میدانند. اما در قصه های عبرت آموز، پندها و اندرزها در لایه های داستانی پنهان میشوند و جذابیت داستان، پندها را به طور غیر مستقیم به ناخودآگاه فرد تزریق میکند. فرد با اتفاقات پیش آمده در قصه همذات پنداری میکند، از اشتباهات شخصیت های آن درس می گیرد، و یا از موفقیت آنها الگو می پذیرد.
شاید شما هم داستانی از یک شکست شخصی دارید که در نهایت به موفقیت ختم شده. برای مثال، فرض کنید یک بار در امتحان نمره تان خوب نبود، اما به جای ناامیدی، درس تان را بهتر خواندید و در امتحان بعدی نمره عالی گرفتید. وقتی این داستان را برای دوستان تان تعریف می کنید، آن ها نه تنها یاد می گیرند که چطور از شکست هایشان استفاده کنند، بلکه با شما همدلی هم می کنند.
ایجاد تصویری زنده در ذهن مخاطب: جایی در یک دنیای دیگر
داستان ها این قدرت را دارند که شما را به یک دنیای دیگر ببرند. کاری می کنند که صور خیال در شما به اوج برسد. تصور کنید که می خواهید درباره یک سفر به جنگل های آمازون صحبت کنید. به جای این که فقط بگویید «جنگل سبز و زیبا است»، می توانید بگویید: «به جنگل آمازون که می روید، احساس می کنید که به یک دنیای خیالی وارد شده اید. درختان بلند مثل نگهبان های غول پیکر دور شما را گرفته اند و صداهای عجیب و غریب پرنده ها به گوش می رسد». حالا مخاطب شما واقعاً خود را در آن جنگل حس می کند!
تأثیرگذاری بر تغییر دیدگاه ها: روشن کردن مسیر
قصه گویی می تواند به شما کمک کند دیدگاه های دیگران را تغییر دهید. فرض کنید در یک جلسه کاری، شما یک داستان از یک پروژه موفق را تعریف می کنید که چگونه همه چیز به هم ریخته بود، اما با همکاری و تلاش تیمی، موفق شدند مشکلات را حل کرده و به سرانجام مطلوب برسند. این داستان می تواند الهام بخش باشد و تیم شما را ترغیب کند تا با هم کار کنند.
تقویت مهارت های اجتماعی: اصلاح نقاط ضعف و قوت
وقتی داستانی را برای دیگران تعریف می کنید، به طور طبیعی به آن ها توجه می کنید و سعی دارید احساساتشان را برانگیخته ودرک نمایید. مثلاً تصور کنید که داستانی از یک تجربه شخصی خودتان تعریف می کنید. شما با روایت داستان شخصی، واکنش آنها را خواهید دید. آیا آنها میخندند؟ تشویق می کنند؟ تمسخر می کنند؟ با توجه به بازخوردی که می گیرید، می توانید آنها را آنالیز کنید و نقاط ضعف و قوت خود را بهتر بشناسید. این یک قدم بزرگ در راه پیشرفت و موقیت است و به شما کمک می کند تا مهارت های اجتماعی خود را تقویت کنید.
نتیجه گیری: به جمع داستان گویان بپیوندید!
داستان گویی، نه تنها یک مهارت جالب است، بلکه یک ابزار قدرتمند برای ارتباط برقرار کردن با دیگران است. پس بیایید با هم داستان بگوییم، ارتباطات مان را عمیق تر کنیم و زندگی مان را رنگین تر سازیم.
اگر شما هم دوست دارید داستان گویی را به عنوان یک هنر در ارتباطات خود به کار بگیرید و به یک داستان گوی حرفه ای تبدیل شوید؛ با استفاده از دوره های آموزشی صدابیان در وبسایت نت به نت به این مطلوب می رسید. یاد می گیرید که چگونه به خوبی صحبت کنید، احساسات را منتقل کنید و داستان های جذابی بسازید که مخاطب را مجذوب کند. بیایید با هم این سفر هیجان انگیز را آغاز کنیم و دنیای ارتباطات را با قدرت داستان گویی تغییر دهیم!
دعوت میکنیم شما را به شنیدن داستان های جذاب "قصه های هزار و یک شب" به گویندگی استاد ریحانه زارعی:
گردآوری: ریحانه زارعی
ویراستار: محمد حنطه ای