سایت آموزشی موسیقی نت به نت

زندگی نامه استاد حسین تهرانی - سایت آموزشی موسیقی نت به نت
فروشگاه

مقالات

مقالات

زندگی نامه استاد حسین تهرانی

  • انتشار1399/07/21
  • 0بازدید
زندگی نامه استاد حسین تهرانی

ساز تنبک، ارج و قرب کنونی خود را مدیون فردی می داند که با نهایت تواضع، بیش از چهل سال زحمت کشید تا این ساز کوبه‌ای را از جایگاهی حاشیه‌ای در موسیقی، به رکن اصلی همه اجراهای سنتی در آورد. او کسی نیست جز استاد حسین تهرانی. در این مقاله زندگی نامه و نقش پر رنگ ایشان در رساندن تنبک و تنبک نواز به جایگاهی قابل احترام در خانواده موسیقی را مورد بررسی قرار می دهیم.

 

حسین تهرانی، بنیانگذار تنبک نوازی نوین

 

حسین تهرانی نوازنده برجسته ساز تنبک در سال ۱۲۹۰ در تهران چشم به جهان گشود. پدرش میرزا اسماعیل که دارای اعتبار خوبی بین کسبه و مردم بود، به دنیای موسیقی علاقه زیادی داشت. از این رو هر از چندگاهی دوستان خود که دستی در نوازندگی داشتند را به خانه دعوت می کرد. این مجالس و رفت و آمدها، حسین که طفلی خرده پا بود را با این دنیای شگفت انگیز آشنا نمود و از همان کودکی سودای ورود به این حیطه را در سر پروراند. در این میان حس و علاقه ای ویژه به ضرب نوازی در او پدید آمد. او هر سطحی را که مشاهده می کرد، از لبه طاقچه گرفته تا میز و کمد و وسایل مختلف؛ بی اختیار بر روی آن ضرب می نواخت. او شیفته ساز تنبک شده بود. اما تنبک نوازان در آن روزها بیشتر مطربان حاشیه ای یک اجرا بودند و افکار عمومی به دیده هنرمند به آنها نمی گریست. البته همین هم بود. چیزی به نام تنبک نوازی‌ای که امروزه مشاهده می کنیم، در گذشته وجود نداشت. در آثاری هم که از دهه‌های نسبتا دور موسیقی سنتی به جامانده، این بی اهمیتی تنبک را میتوان احساس نمود. نوازنده تنبک فقط اجرا کننده صدایی بر روی ریتم بود و هیچ قانون و ساختاری در این ضرب نوازی وجود نداشت. حسین به این امر واقف بود. از این رو علاقه اش به تنبک را تا سالها از پدرش مخفی نمود. میدانست ابراز آن با مخالفت شدید پدرش همراه خواهد بود. اما این عشق خاموشی را بر نمی تابید. در همان کودکی به زحمت توانست پوستی تهیه کرده و بر روی یک گلدان سفالی بکشد. او اینگونه برای خودش یک ساز تنبک ساخته بود. یک ساز مخفی، که آن را در سرداب خانه پنهان کرده بود و دور از چشمان پدر به تمرین ضرب، آن هم بدون استاد و مشوق مشغول می شد. هر چند که بلاخره لو رفت و پدر با تند خویی او را از ساز دست ساز خویش جدا نمود.

 

تنبک در ميان سازهای ديگر مهجور و بی اعتبار بود. عزت و جايگاه کنونی تنبک،  مرهون زحمات 40 ساله حسين تهرانی است

 

عشق محدودیت نمی شناسد

 

حسین کم کم بزرگ و بزرگتر شد. او که ظاهرا به احترام پدر، علاقه به تنبک را کتمان کرده بود، اما در واقعیت هیچ گاه دست از تلاش برای رسیدن به عشق خود که همان تنبک نوازی بود، نکشید. محدودیت ها نتوانست جلوی او را بگیرد. با آنکه در ضیق مالی شدیدی قرار داشت، به هر شکل شده ساز تنبکی تهیه کرد و دور از چشمان پدر و در حالی که این ساز را زیر عبای خود پنهان می نمود به محضر اولین استاد خود حسین اسماعیل زاده می رفت. در آن زمان چیزی به نام خط نت برای تنبک تعریف نشده بود و همانطور که گفتیم مثل سازهای دیگر نبود که در زمینه تئوری کلی منابع برای الگو گیری وجود داشته باشد. از این رو برای حفظ نمودن سر مشق ها و یاد گیری نت ها از اصطلاحات موزونی همچون بله بله و یک صد و بیست و چهار استفاده می گردید. پس از این برهه و برای ارتقای سطح علمی و عملی خود در شناخت موسیقی، به شاگردی اساتیدی چون رضا روانبخش و مهدی قیاسی در آمد.

 

آموزش تنبک بر اساس کتاب روش نوين تنبک

 

شکوفایی هنری استاد حسین تهرانی

 

در زندگی هر هنرمند بزرگی، یک جرقه یا نقطه عطف وجود داشته که زندگی هنری او را به دوران قبل و بعد از آن قسمت می کند. این نقطه عطف برای حسین زمانی بود که اولین استفاده رسمی از هنر تنبک نوازی خود را در زورخانه به کار گرفت. زورخانه که محل ورزش دسته جمعی پهلوانان بوده، در آن زمان از جایگاه خاصی بین مردم برخوردار بود. و همانطور که می دانید ضرب گرفتن و نواختن سازی کوبه ای همچون تنبک برای تهییج ورزشکاران در این مکان مرسوم است. حسین یکبار به زورخانه یکی از بزرگان متمول شهر برای مرشدی دعوت شد. یکی از حاضرین در آن محفل جواد بدیع زاده، خواننده و آهنگساز سرشناس وقت بود. بدیع زاده فی المجلس به تبحر و استعداد خارق العاده این جوان بی ادعا پی برد ولی دم نزد. چند شب بعد بدیع زاده در یک میهمانی مجلل با حضور شخصیت های بزرگ هنر و ادب حضور یافت. او در حضور چهره هایی همچون ابوالحسن صبا، ملک الشعرای بهار، ذکاء الملک فروغی و حبیب الله سماعی شروع به تعریف کردن از جوانی کرد که در زور خانه دیده بود. این تعاریف جمع را مجاب کرد تا کسی را به دنبال حسین تهرانی بفرستند و او را به محفل بیاورند. با ورود حسین کسی او را جدی نگرفت. او جوانکی افتاده حال و لاغر اندام بود که کل زندگی خود را با فقر گذرانده بود. استاد صبا و استاد سماعی برای مجلس شروع به نوازندگی همزمان ویلن و سنتور نمودند و حسین تهرانی ضرب این اجرا را به عهده گرفت. او با پنجه های چالاک خود بسیار دقیق و دلنشین پا به پای این دو به پیش رفت. به چهارمضراب که رسیدند، او همچنان بی اشکال می نواخت. از این رو حبیب سماعی از آنجا که خود در نوازندگی تنبک هم دستی داشت، برای محک و خواباندن مچ تنبک نواز جوان، به اجرا در چهارمضراب سرعت بخشید. ریتم بسیار تند شده بود ولی حسین تهرانی به خوبی از عهده همراهی آنها، آنهم بدون حتی یک مشکل بر آمد. در پایان همه از این استعداد نو ظهور غرق در شگفتی شدند. تا جایی که ملک الشعرای بهار طی سخنرانی خود از طلوع استعدادهای جدید در آسمان موسیقی ابراز خرسندی نمود...

 

فعالیت‌های هنری

 

پس از آن نمایش با شکوه، استاد ابوالحسن صبا مجذوب این توانایی خاص حسین تهرانی شد و از آن پس حسین به شاگردی ایشان در آمد. نوعی رابطه مراد و مریدی بین این دو جریان گرفت و حسین تهرانی بارها اعلام کرد که استاد اصلی او در موسیقی ابوالحسن خان صباست. حسین تهرانی از همان سال نخست راه اندازی رادیو تهران در آنجا مشغول شد. در سال ۱۳۲۳ به دعوت کلنل وزیری به مدرسه موسیقی وزیری راه یافت و در آنجا به تدریس تنبک مشغول شد. او نخستین کسی است که گروه مخصوص تنبک نوازی را به راه انداخت. حسین تهرانی در اوخر تابستان ۱۳۳۰ به همراهی گروهی از دوستان هنرمند خود اقدام به تاسیس انجمن موسیقی ملی نمود. از آنجا که تنها نوازنده تنبک تا مدت زیادی خود او بود، روح الله خالقی به وی پیشنهاد تشکیل کلاس آموزش تنبک برای تربیت نوازندگانی در سطح او ارائه نمود و او نیز چنین کرد. این کلاس ها تقریبا تا پایان عمر ایشان جریان داشت و توانست با پرورش شاگردان زیادی مضمن آینده این ساز کوبه ای گردد. هنر ضرب نوازی و ساختار امروزی آن که کاملا منطبق با علم نت و تئوری موسیقی می باشد، به طور خاص مدیون سالها مجاهدت این هنرمند متواضع در این عرصه می باشد. او نخستین کسی بود که نت نگاری برای تنبک را وارد موسیقی نمود. پس بی سبب نیست که حسین تهرانی را طلایه دار تنبک نوازی امروزی می نامند. ایشان در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۵۲ پس از یک عمر خدمات ارزنده به جامعه موسیقی و بالاخص ساز ضربی تنبک دیده از جهان فرو بست. پیکر ایشان در قبرستان ظهیر الدوله به خاک سپرده شد. روحش شاد.

 

نویسنده: محمد حنطه‌ای

0