سایت آموزشی موسیقی نت به نت

جایگاه "رنگ" و "چهارمضراب" در موسیقی دستگاهی ایران - سایت آموزشی موسیقی نت به نت
فروشگاه

مقالات

مقالات

جایگاه "رنگ" و "چهارمضراب" در موسیقی دستگاهی ایران

  • انتشار1399/07/04
  • 0بازدید
جایگاه "رنگ" و "چهارمضراب" در موسیقی دستگاهی ایران

 

اگرچه رِنگ و چهارمضراب از لحاظ خط زمانی در ردیف دستگاهی موسیقی ارتباطی با هم ندارند، ولی ویژگی های ذاتی مشابه زیادی با یکدیگر دارند. هر دو به نوعی یک نمایش ویژه از طرف نوازنده یا نوازندگان برای تهییج مخاطب می باشند. اما هدف از این شورانگیزی در این دو متفاوت است. ابتدا می بایست تعریفی از رنگ و چهارمضراب داشته باشیم، سپس به برسی تشابهات و تفاوت های آنها و نتیجه گیری پایانی می پردازیم. پس با ما همراه باشید.

 

تعریف رنگ در موسیقی دستگاهی

در ردیف هر دستگاه موسیقی، قطعه ای موزون و دارای ریتم به نام رنگ تعریف شده است. رنگ معمولا حسن ختام اجرای کامل یک دستگاه می باشد و به عنوان قطعه خداحافظی هم از آن یاد می شود. این قطعه که خود یکی از فرمهای اصلی موسیقی دستگاهی است، اکثرا با ضرب آهنگ شش هشتم اجرا می شود و هدف از آن نشاط بخشی پایانی یک نوبت (اجرای کامل یک دستگاه) است. مرسوم ترین الگوی ضربی برای اجرای رنگ الگوی شیر مادر می باشد که در اکثر رنگها مورد استفاده قرار می گیرد. اجرای رنگ توسط ساز و نوازنده می باشد و بر روی آن آوازی و خوانندگی قرار نمی گیرد. کاربرد ویژه رنگ برای شادی و رقص آوری در محافل موسیقی بوده تا بدین واسطه ، محفل با حسن ختامی شیرین پایان پذیرد. موسیقی شناسان رنگ را از قدیمی ترین فرم های موسیقی سنتی می دانند، چراکه هنر رقص در ایران تاریخچه ای کهن دارد و از آنجا که تنها فرم رایج برای رقص در موسیقی سنتی ایران همین رنگ بوده؛ به این نتیجه رسیده اند که رنگ از قدمت بیشتری نسبت به فرمهای دیگر موسیقی برخوردار است. رنگ همواره به صورت غیر رسمی در موسیقی سنتی حضور داشته است. اما پیدایش شکل پرداخت شده و اصولی آن که در قالب علم و تخصص مربوط به ردیف موسیقی باشد را به درویش خان نسبت می دهند. به جز او هنرمندان دیگری نظیر حبیب سماعی، رکن الدین مختاری، فرامرز پایور، موسی معروفی، علینقی وزیری و... نیز رنگ های معروفی را خلق و نوشته اند. در حال حاضر به جز رنگی طول و دراز به نام شهر آشوب که در همه دستگاهها مشترک است، برای هر دستگاه یک یا تعداد بیشتری رنگ تعریف شده است. برخی از رنگ ها هم مثل رنگ های حاشیه، حربی و نستوری در دو یا چند دستگاه مشترکند. معمولا رنگ ها در گام درآمد آغاز می شوند. در میزانهای بعد به گوشه های دیگر دستگاه نیز سر می زنند و در آخر برای فرود به مد درآمد بازگشت می کنند.

 

آموزش آهنگ رِنگ پريچهر و پريزاد برای تار و سه‌تار

 

 

تعریف چهارمضراب در موسیقی دستگاهی

 

چهارمضراب ميداني براي جلوه‌نمايي تبحر و چيره دستي نوازنده است و در کنار تصنيف از محبوب ترين قطعه هاي  موسيقي سنتي محسوب مي گردد.

 

چهارمضراب قطعه ای پر شور در موسیقی دستگاهی است که از لحاظ سرعت، معمولا تند ترین بخش اجرای یک دستگاه می باشد. مانور چهارمضراب روی گوشه هایی است که ریتم مشخص و ثابتی دارد. اکثرا چهارمضراب با ضرب آهنگ شش هشتم نواخته می شود، مربوط به نوازنده می باشد و روی آن خوانشی انجام نمی گیرد. معمولا بعد از اجرای گوشه های ضربی نواخته می شود و پس از آن می تواند شروع آواز یا گوشه های غیرضربی نیز باشد. چهارمضراب از نظر گام و روند اجرا با درآمد مقایسه می شود. تفاوتشان در سرعت اجرای آنهاست که درآمد کند تر و چهارمضراب تند تر اجرا می گردد. سه شاخصه اصلی چهارمضراب را می توان تندای بالا (در ردیف موسیقی دستگاهی، چهار مضراب معمولا بیشترین سرعت را به خود اختصاص می دهد)، ضرب ثابت (با تکرار تم اصلی و اجرای ملودیهای مرتبط با دستگاه روی این تم) و نمایش تبحر ( رخ نمایی چیره دستی نوازنده) برشمرد. در مورد کارایی چهارمضراب نظرات مختلفی بین موسیقی دانان وجود دارد. مثلا روح الله خالقی کاربرد اصلی چهارمضراب را تمرینی برای نوازنده دانسته و آن را هم راستای تمرینات اتودی موسیقی غربی برشمرده است. اما عده ای دیگر نظیر سامان سپنتا و فرهاد فخرالدینی کاربرد چهارمضراب را ایجاد شورآفرینی و به وجد آوردن مخاطب و تازه سازی جو محفل در خلال اجرای دستگاه میدانند. و البته برخی هم چهارمضراب را صرفا بستری برای رخ نمایی مهارت نوازنده می دانند که در قسمت بعدی مقاله به آن خواهیم پرداخت.

 

رنگ و چهارمضراب، نمایشی برای حضار

 

 

به نظر می رسد علت اصلی وجود رنگ و چهارمضراب در موسیقی سنتی ایران، به طولانی بودن زمان اجرای یک دستگاه بر میگردد. گاه اجرای کامل یک دستگاه می تواند یک ساعت و حتی بیشتر به درازا بکشد. پایان بندی باید به گونه ای باشد که مخاطب حس و حال وجد و سرور داشته باشد تا خستگی و کسالت یک ساعت نشستن و گوش کردن را از او مرتفع کند. از آنجا که رنگ یک قطعه شاد و موزون می باشد، نواختن آن در پایان کار باعث می گردد مخاطب دوباره به وجد بیاید و شاهد یک حسن ختام شکوهمند باشد. از این رو معمولا همه نوازندگان گروه در رنگ نوازی مشارکت دارند و با فضای شاد و ریتمیکی که خلق می کنند، یک پایان به یاد ماندنی را برای مخاطب رقم می زنند. اینگونه تشویق حضار هم بسیار بیشتر از وقتی خواهد بود که موسیقی دستگاهی با فرود خود به پایان برسد. مسلما این انرژی مثبت از طرف مخاطب، ارزشمندترین قسمت دنیای هنری هر هنرمندی را شکل می دهد. فلسفه چهارمضراب هم در همین مایه است. با این تفاوت که چهارمضراب توسط نوازنده اصلی اجرا می شود و معمولا به جز یک ساز ضربی مثل تنبک، نوازنده دیگری او را همراهی نمی کند. تفاوت دیگر آنها در محتوای قطعه است. رنگ قطعه ای آماده و از پیش ساخته است، اما چهارمضراب را به صورت بداهه هم می نوازند. چهارمضراب نیز به مانند رنگ وظیفه تازه سازی فضا را دارد. نوازنده محبوب با نواختن قطعه ریتمیک و سریع چهارمضراب، هم مخاطبش را که دقایق زیادی به صورت ثابت نشسته دوباره به سرچنگ می آورد، هم چیره دستی خود را در نوازندگی به رخ می کشد. پس به عبارتی می توان گفت کاربرد رنگ و چهارمضراب در راستای تهییج مخاطب می باشند و بخش جذاب و عامه پسند یک اجرای کامل دستگاهی را شکل می دهند.

 

نوسینده: محمد حنطه ای

 

0