مقالات

مقالات

آشنایی با تاکید و وزن در موسیقی

  • انتشار1399/03/06
  • 107بازدید
آشنایی با تاکید و وزن در موسیقی

 

تئوری موسیقی به زبان ساده

 

برای درک بهتر ریتم در موسیقی بهتر است ابتدا در مورد مفاهیم بنیادی تر اطلاعاتی کسب کنیم. ابتدایی ترین واژه ای که هر نوازنده ای با آن سروکار دارد، "صدا" است. صدا به یک پدیده ای گفته می شود که توسط گوش انسان قابل شنیدن باشد. صدا که از ارتعاش یک جسم به وجود می آید، در یک محیط مانند هوا منتشر می شود و تبدیل به یک پدیده قابل شنیدن می شود که به آن صدا می گویند. هر صدایی دارای نوسان( تناوب و یا بسامد)، طول موج و دامنه است. به سر و صداهایی که بی نظم رخ می دهند و ما می شنویم صداهای غیرموسیقیایی می گویند. دسته دوم از صداهای تولیدی، صداهای موسیقیایی هستند که توسط سازهای زهی (پیانو ، سنتور و ویالون و...)، سازهای کوبه ای (مانند تمبک) و یا سازهای بادی (مانند ترومپت) تولید می شوند. هر موسیقی ای که شنیده می شود دارای یک سری تعاریف مانند وزن، میزان و تاکید است که همگی این ها در دسته تئوری موسیقی قرار می گیرند. در صداهای موسیقیایی هر ساز با مرتعش شدن یک صدای مختص به خود تولید می کند و در سازهای زهی هرچه طول سیم بلندتر باشد صدا بم تر است. ریتم در موسیقی زمانی تنها با نت نیست که معنا پیدا میکند بلکه مهم تر از آن نظمی است که نت ها را در کنار هم قرار می دهد. نت های موسیقی جدا از صداهای متفاوتی که هر کدام از هفت نت (دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) تولید می کنند به هفت شکل متفاوت ظاهر می شوند: گرد، سفید، سیاه، چنگ، دو لاچنگ، سه لاچنگ، چهار لاچنگ. تفاوت شکل های مختلف نت های موسیقی در میزان زمانی است که به هرکدام اختصاص داده می شود که به ترتیب بیان شده نت گرد بیشترین و چهار لاچنگ کمترین بازه زمانی را به خود اختصاص داده اند.

 

آشنایی با تاکید و وزن در موسیقی

 

هر موسیقی ای که شنیده می شود و هر قطعه ای که تحت عنوان آهنگ ساخته می شود، قطعا در درون آن تاکیدهای زیادی تعریف و اجرا شده است که باعث شده در نهایت یک قطعه گوش نواز ساخته شود. لابد در فنون سخنرانی شنیده اید که می گویند برای آن که سخنرانی جذاب تری داشته باشید و برای مخاطب خسته کننده نباشد تلاش کنید که ریتم صحبت هایتان و تن صدایتان یکنواخت نباشد. بالا و پایین رفتن تن صدا به جذابیت سخنرانی کمک بسزایی می کند. همین نکته در مورد ریتم در موسیقی نیز برقرار است. هر آهنگی دارای تاکید است، در واقع نت های اجرا شده به دو دسته تاکیددار و بی تاکید تقسیم می شوند. به طور مثال در نت های دو ضربی معمولا نت اول از نوع تاکیددار و نت دوم از نوع بی تاکید است. تاکید در زبان انگلیسی accent گفته می شود، که به معنی تاکید و یا شدت صدا روی یک  یا چند نت است. میزان یک نوع تقسیم بندی در میان نت هاست، میزان که توسط خطوط عمودی نمایش داده می شود دوره ها را از هم جدا و تعداد ضرب ها را در هر دوره مشخص می کند. بین هر دو خط عمودی یک میزان گفته می شود، نت هایی که بین این دو خط عمودی قرار گرفته اند در یکی از دو دسته صداهای تاکیددار و بدون تاکید قرار می گیرند، به عبارتی ضرب های ضعیف و قوی نیز در هر میزان قابل تشخیص است. 

 

 

میزان در موسیقی

 

انواع میزان در موسیقی

 

در هر مجموعه نتی می توان توسط خطوط عمودی که بین نت ها قرار گرفته است، میزان ها را تشخیص داد. در ابتدا بهتر است که با تعریف کسر میزان آشنا شویم. کسر میزان در اصل شبیه به یک کسر در ریاضی است که در صورت آن تعداد ضرب ها، و در مخرج آن نوع نت ها و یا به عبارت دیگر معادل زمانی هر میزان را مشخص می کند. معادل زمانی نت گرد عدد 1، نت سفید عدد 2/1، نت سیاه 4/1 و چنگ 8/1 است. بنابراین اگر کسر میزان 4/2 باشد، صورت کسر یعنی عدد 2 تعداد ضرب ها را نشان می دهد، یعنی در هر میزان دو ضرب وجود دارد. مخرج کسر معادل بازه زمانی و یا نوع نت است که 4/1 همانطور که گفته شد نمایانگر نت سیاه است. بنابراین یا دو تا نت سیاه در هر میزان و یا معادل زمانی دو نت سیاه به طور مثال یک نت سفید در هر میزان وجود دارد. به عبارتی شکل نت اهمیت ندارد، مهم این است که معادل زمانی دو نت سیاه در هر میزان حفظ شود. یا نمونه دیگر از کسر میزان، کسر 2/3 است، 2/1 که نشان دهنده نت سفید است بنابراین این کسر میزان نشان می دهد که در هر میزان سه نت سفید و یا معادل زمانی سه نت سفید (به طور مثال شش نت سیاه) وجود دارد.

 

 چهار نوع میزان در موسیقی وجود دارد:

 

میزان دوتایی: میزان های دو تایی یا دوضربی ، به میزانی گفته می شود که هر دوره آن از دو ضرب و یا توان هایی از دو (4، 8 و ...) تشکیل شده است.

 

میزان سه تایی: میزان هایی که دارای سه ضرب در هر دوره هستند.

 

به میزان های دوتایی و سه تایی، میزان ساده می گویند، زیرا هر ضرب در میزان قابل تقسیم به عدد 2 و یا توانی از عدد دو است.  و میزان ترکیبی هر ارزش زمانی را به جای عدد دو به سه قسمت تقسیم می کند. میزان پیچیده و لنگ که در مقابل میزان ساده و ترکیبی تعریف می شود، به میزانی گفته می شود که ترکیبی از اعداد 2 و 3 است. معمولا میزان پیچیده و لنگ بیش از چهار ضرب دارند و از ترکیب دو میزان ساده (میزان دوتایی یا سه تایی) و یا دو میزان ترکیبی ساخته می شوند. 

 

 

تقسیمات زمانی در موسیقی

 

وزن در موسیقی

 

وزن در موسیقی هنگامی معنا پیدا می کند که آن موسیقی دارای ضرب باشد، موسیقی ضربی به دنبال خود وزن را تعریف می کند. موسیقی هایی که دارای یک ریتم و ضرب آهنگ های مشخص هستند مانند آهنگ های رقص و نمونه های مشابه آن دارای وزن هستند. در مقابل در موسیقی ای که ضرب آهنگ مشخص نداشته باشد و یا به عبارت دیگر در موسیقی بی ضرب وزن تعریف نمی شود، مانند موسیقی های سنتی و محلی. وزن را می توان در بسیاری صداهایی که در طبیعت وجود دارد پیدا کرد. قدم زدن های انسان به صورت منظم و صدای ساعت نمونه هایی از وجود وزن در طبیعت است. کاری که رهبر ارکستر در هنگام اجرا انجام می دهد این است که وزن موسیقی را به نوازنده ها معرفی کند. برای آن که نوازنده ها متوجه شوند که روند قطعه ای که اجرا می شود باید از چه وزنی پیروی کند، رهبر ارکستر با بالا و پایین بردن دست در واقع وزن قطعه را معرفی می کند. 

 

 

ریتم در موسیقی

 

 

کاربرد مترونوم چیست؟
 

برای رعایت ریتم در موسیقی، برخی از نوازنده ها از دستگاهی به اسم مترونوم استفاده می کنند. مترونوم توسط یک مخترع آلمانی ساخته شد و از سال 1814 میلادی تا کنون یکی از مهم ترین ابزارهای موسیقی بوده است. توسط مترونوم، ریتم در موسیقی به درستی و با بیشترین دقت رعایت می شود. مترونوم کمک می کند که نوازنده قادر به کنترل ریتم های مختلف (از کندترین تا سریع ترین ) باشد، ضرب آهنگ را در موسیقی گم نکند و ریتم موسیقی بدون خطا باشد. می توان گفت که یک قطعه موسیقی اگر گوش نواز و جذاب به نظر می رسد دو پارامتر زمان و یا به عبارت دیگر ریتم در موسیقی و پارامتر صدا یعنی زیر و بم بودن صداها به خوبی در آن رعایت شده است. ریتم در موسیقی که به تعریف دیگر به بازه های زمانی بین ضربه های مختلف گفته می شود، توسط مترونوم قابل تنظیم کردن است. در اصل چیزی که یک نوازنده باید به درستی بیاموزد ریتم خوانی است. ریتم خوانی دقیقا مانند این است که شخصی از روی یک متن به درستی بتواند بخواند. هنگامی که نوازنده به همان شکلی که کسر میزان و ضرب آهنگ ها نوشته شده است، قادر باشد به ریتم خوانی قطعه بپردازد می توان گفت که درصد بسیار بالایی در آن قطعه پیشرفت کرده است و فقط کافیست توسط یک ساز آن را به صدا تبدیل کند. بسیاری از هنرجویان هستند که به صورت خاص به ریتم خوانی می پردازند، در واقع بدون هیچ گونه سازی قطعات موسیقی را از روی برگه های نت می خوانند، برخی از آن ها توسط مترونوم تلاش می کنند که ریتم در موسیقی را کنترل و تنظیم کنند و برخی دیگر نیز بدون استفاده از مترونوم و توسط ضربات پا (ضربه زدن به زمین) به آموزش ریتم خوانی می پردازند. هنگامی که یک شخص حتی بدون اینکه هیچ سازی بزند، مهارت ریتم خوانی را در خود تقویت کند پس از آن به راحتی می تواند شروع به یادگیری هر سازی را که علاقه مند است کند. دقیقا مشابه این است که اگر شما خواندن متن فارسی را به درستی بلد باشید و جاهایی که نقطه، کاما، ویرگول و ... دارد را در نحوه خواندن خود به شنونده منتقل کنید، پس از آن قادر هستید هر کتابی به زبان فارسی بخوانید چرا که اصول درست خواندن را فراگرفته اید. 

 

 

انواع مترونوم

 

0