سایت آموزشی موسیقی نت به نت

دانستنی هایی در مورد موسیقی خیابانی - سایت آموزشی موسیقی نت به نت
فروشگاه

مقالات

مقالات

دانستنی هایی در مورد موسیقی خیابانی

  • انتشار1398/09/16
  • 331بازدید
دانستنی هایی در مورد موسیقی خیابانی

 

خیابان‌ها و معابر پر تردد شهر در سال‌های اخیر میزبان جوانانی شده است که به تنهایی یا در قالب گروه‌های کوچک عابران را برای دقایقی هم که شده مهمان صدای موسیقی خود می کنند؛ اقدامی که تنها مختص به کشور ایران هم نیست و در بسیاری از کشورها امری پذیرفته شده و رایج است اما در ایران هنوز آنطور که باید حمایتی از این گروه‌ها صورت نگرفته و بعضا به چشم مجرم و مزاحم نیز با آنان برخورد شده است. این برخوردها ناشی از نوع نگاه برخی از مسئولان نسبت به موسیقی خیابانی است؛

 

باسکینگ یا اجرای خیابانی چیست؟

 

امروزه دیگر قدرت موسیقی در برانگیختن و کنترل احساسات انسان بر هیچ‌کس پوشیده نیست و موسیقی جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی انسان امروزی به‌شمار می‌آید.

قدرت و میزان تأثیرگذاری موسیقی به حدی است که تقریباً تمامی دولت‌های جهان، با به‌کارگیری هدفمند آن و از طریق رسانه‌های گوناگون جمعی همچون رادیو و تلویزیون، به کنترل احساسات و عواطف و در بسیاری موارد، به جهت‌دهی افکار شهروندان جامعه خود می‌پردازند.

به همین دلیل، تمامی هنرها و به‌خصوص هنر موسیقی، تبدیل به ابزاری کارآمد در دستان دولت‌های مختلف، برای هدایت جامعه در مسیری از پیش تعیین‌شده می‌شود. تقریباً تمامی حکومت‌های توتالیتر و تمامیت‌خواه، همان‌گونه که به کنترل افکار شهروندان خود می‌پردازند، سعی در کنترل موسیقی ارائه‌شده به آنان نیز دارند.

حتی در کشورهای پیشرفته، بسیاری از گونه‌های موسیقی فاقد رسانه‌ای فراگیر برای ارتباط با مخاطب خود هستند؛ به همین دلیل، هنرمندان معترض و ساختارشکن در حوزه موسیقی، همواره برای شنیده‌شدن ازسوی عموم جامعه، با موانع فراوانی روبرو هستند.

ازسوی دیگر، حفظ سلامت روانی جامعه نیز امری است که با استفاده از این هنر و ازطریق کاهش فشارها و استرس‌های زندگی روزمره، امکان‌پذیر می‌شود.

در حقیقت استفاده از اجراهای گوناگون هنری در سطح شهر، باعث کمک به حفظ سلامت روانی مردم می‌شود و به همین دلیل، اجراهای خیابانی می‌تواند یکی از مهم‌ترین عناصر زندگی در شهرهای مدرن باشد.

 

اجرای خیابانی (Busking)

 

اجرای خیابانی به هرگونه فعالیت هنری در اماکن عمومی گفته می‌شود که با هدف سرگرم کردن مردم و دریافت نوعی پاداش از آنان، توسط یک هنرمند و یا گروهی از هنرمندان اجرا می‌شود. فعالیت‌هایی از قبیل حرکات نمایشی و آکروباتیک، شعبده‌بازی، داستان‌سرایی، عروسک‌گردانی، رقص، نوازندگی، خوانندگی و بسیاری فعالیت‌های دیگر.

 

علی‌رغم پاداش‌های گوناگونی که هر یک از هنرمندان خیابانی از مخاطب خود انتظار دارند، تقریباً تمامی آن‌ها با دو هدف عمده به فعالیت و اجرای خیابانی خود می‌پردازند:

 

 کسب درآمد و شهرت

 ترغیب جمعی و تأثیرگذاری

 

از سخنرانی‌های پرشور فیلسوفان یونانی در اماکن عمومی گرفته، تا اجراهای مدرن نوازندگان خیابانی در کشورهای گوناگون، همگی با خواست دست‌یابی به یکی از دو عامل فوق اجرا می‌شود.

 

•      نوازندگی خیابانی

 

علی‌رغم فراگیر شدن رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های گوناگون اطلاع‌رسانی که هر فرد می‌تواند به‌صورت مجزا، از آن برای مطرح‌کردن توانایی خود در اجرای گونه‌ای از موسیقی استفاده کند، اما هنوز نوازندگی خیابانی، یکی از مهم‌ترین و محبوب‌ترین اشکال‌ ارتباط با مخاطب محسوب می‌شود.

کِچ سِکور، یکی از اعضای گروه «اولد کراون مدیسن شو» (Old Crown Medicine Show)، که جایزه بهترین آلبوم فولک را در سال ۲۰۱۵ از آن خود کرد، درخصوص نوازندگی خیابانی این گروه، گفته است: «ما دوست داریم برای جمعیتی زیاد بنوازیم. هدف اصلی ما این بوده که مردم با پرداخت مبلغی اندک، به تماشای اجرای ما بنشینند؛ ولی همه این‌ها از گوشه‌ یک خیابان شروع شده و این موضوع هنوز به آن‌چه که ما امروز انجام می‌دهیم، ارتباط دارد. نوازندگی خیابانی، تجربه‌ای ارزنده است. نوازندگی خیابانی عملی فروتنانه و درعین حال، شجاعانه است که شهامت بسیاری می‌طلبد. نوازندگی خیابانی، آزادسازی انرژی موسیقی در فضای شهری است».

سکور، می‌افزاید: «شما می‌توانید دورن فضایی آکنده از موسیقی قدم بزنید. برای بعضی از مردم نیز نوازنده خیابانی، انسانی است که تنها سرگرم کاری معمولی است. بنابراین اجرای خیابانی موسیقی، ابزاری کارآمد و فشارسنجی برای تعیین میزان فشار اجتماعی است. شما متوجه خواهید شد که با چه کسانی و در چه جامعه ای زندگی می‌کنید».

بریتانیا در سال ۲۰۱۵، روز ۲۳ ژوئیه را «روز ملی اجرای خیابانی» یا «باسکینگ‌دی» (‌‌Buskin Day) نامید و پس از آن، در ۲۳ ژوئیه سال ۲۰۱۶، بیش از ۱۰۰ کلان‌شهر دیگر در سراسر جهان به این حرکت پیوستند و این روز به‌عنوان روز جهانی اجراهای خیابانی شناخته شد.

 

 

 تاریخچه موسیقی خیابانی در ایران:

 

در دوران باستان بود که اجرا کردن در اماکن عمومی به منظور سرگرم کردن مردم صورت می گرفت.در سال ۱۸۶۰برای نخستین بار در انگلستان واژه ی "اجرای خیابانی "مورداستفاده قرار گرفت.این اجرای خیابانی بدین صورت بود که هنرمندان اجرای خیابانی با رفتن به هرشهری،علاوه بر اینکه مردم آن شهر را سرگرم می کردند وقایع و خبرهای متفاوت را برای مردم آنجا نقل می کردند و از آن ها هزینه ای نمی گرفتند و به جای آن،از مردم مکانی برای اسکان موقت می گرفتند.

 

پیشرفت موسیقی خیابانی از قرن بیستم

 

در قرن بیستم بود که موسیقی خیابانی پیشرفت کرد و نوازندگان موسیقی برای اینکه شهرتی کسب نمایند در مکان های عمومی دور هم جمع می شدند و به صورت رایگان و در حضور مردم به اجرای موسیقی می پرداختند.

 

رسمیت پیدا کردن موسیقی خیابانی در برخی از کشورها

 

امروزه هم این موسیقی جایگاه خاصی برای خود پیدا کرده به گونه ای که در بسیاری از کشورها رسمیت پیدا کرده و نوازندگان موسیقی به اجرای موسیقی خیابانی می پردازند و هرساله نیز فستیوال های موسیقی خیابانی برگزار می شود.

 

واژه ی اجرای خیابانی و مطرب

 

کلمه ی اجرای خیابانی (Busking)عملی ست که در مکان عمومی و در حضور عامه ی مردم به منظور کسب پاداش و دستمزد انجام می شود. به افرادی که این عمل را انجام می دهند(Buskers) می گویند و در زبان انگلیسی برای این گروه از افراد از واژه ی (تروپادور)استفاده میشود که شاید در فارسی نزدیک ترین معادل به آن (مطرب)باشد.

این واژه ی (Busking)واژه ای بریتانیایی ست که در بسیاری از کشورهای انگلیسی زبان مورداستفاده قرار می گیرد.

 

موسیقی خیابانی در ایران پیش از اسلام

 

در ایران با نگاهی به جایگاه موسیقی در دوران گذشته در می یابیم که موسیقی خیابانی در پیش از اسلام و پس از آن با اهدافی چون سرگرم کردن و لذت بردن،مراسم های عزاداری و نظامی وجود داشته است.

 

رونق موسیقی در دوره ی ساسانی

 

در دوران ساسانی،در ایران موسیقی رونق خاصی گرفت به طوریکه مورد حمایت درباریان شاه قرار گرفت و در این میان،نمونه هایی شبیه به موسیقی خیابانی و عمومی وجود داشت.به طور مثال،"بهرام گور"چهارصد نوازنده را از هند به ایران فراخواند و این هنرمندان که "لولی " یا " سوری " خوانده می شدند را ارجح تر از طبقات دیگر محسوب کرد.

 

لولی یا سوری!
 

لولی یا سوری شوخ طبع و ظریف بودند و در شهر و روستا و هرمکانی به ساز زدن مشغول می شدند و شروع به آوازخواندن می کردند.

در ادوار پس از اسلام نیز،موسیقی خیابانی و عمومی  به صورتی دیگر خود را نشان می داد.به طور مثال در دوره ی صفویه در سردر قیصریه غرفه های فوقانی وجود داشت که در آنها دستگاه نقاره ای قرار داده شده بود و هرروز به هنگام طلوع و غروب آفتاب،برخی از نوازندگان به تقلید از یک سنت باستانی با سازهایی چون طبل،دهل،بوق،کرنا و سازهای جنگی قسمت هایی را می نواختند.

 

تعزیه؛یک اجرای خیابانی
 

"تعزیه" که یکی از نمونه های اجرای خیابانی ست و قالب آیینی یعنی تلفیق نمایش و موسیقی دارد در دوره ی قاجار بسیار پیشرفت کرد و رایج شد تا جاییکه "چلکوفسکی " بیان کرد: "تعزیه علاوه بر اینکه موردحمایت و پشتیبانی دربار ناصرالدین شاه قرار گرفته بود کانون اصلی تفریح و عبادت مردم نیز بود. "

در دوره ی قاجار در تهران دسته و گروه های موسیقی به میدان توپخانه آمده و به اجرای موسیقی برای مردم می پرداختند.

در کتاب "تاریخ اجتماعی تهران "،"جعفر شهری "در این خصوص نوشته است:"در قسمت غربی حوض میدان توپخانه برای دسته موزیک قزاق ها جایگاهی را قرار داده بودند تا به اجرای موسیقی بپردازند.موزیک چیان قزاقخانه تهران هر روز عصر به این جایگاه آمده و در آن می ایستادند و به نواختن آهنگ ها و مارش های مختلفی می پرداختند."

موسیقی خیابانی به عنوان هنری موثر و مهم از گذشته تا به امروز با مردم همراه بوده و با آنها در تعامل است.

 

گونه های موسیقی خیابانی
 

موسیقی خیابانی بر قوه ی شنوایی افراد بسیار تاثیرگذار است و محفل و پاتوقی ست برای اقشار و گروه های مختلف و گره زدن آنها با یکدیگر که خاطره ای جمعی را بوجود آورده و در دو مقیاس متفاوت در تهران حضور دارد:

 

مقیاس خرد و مقیاس کلان
 

موسیقی در مقیاس کلان قدیمی تر است و مراسم آیینی و تاریخی بخش قابل توجهی از آن هستند و محدود به زمان و مکان مشخص و تعریف شده ای ست.از ویژگی های موسیقی در مقیاس کلان می توان به مقطعی بودن،تکرارشوندگی و همگانی بودن آن اشاره کرد.نمونه ای از این نوع موسیقی را می توان به میدان امام حسین(ع) تهران اشاره کرد که در جهت ساماندهی مراسم عاشورا بازطراحی شده است.

اجرای موسیقی خیابانی به شکل فردی یا گروه های کوچک که شامل چندنفر می باشد را مقیاس خرد می نامند.

 

رواج موسیقی در مقیاس خرد
 

در سال های اخیر موسیقی در مقیاس خرد بسیار رواج پیدا کرده است و به طور روزمره صورت می گیرد به طوری که وقتی قدم در سطح شهر بگذارید با این موسیقی روبرو خواهید شد.

موسیقی در مقیاس خرد به دو صورت انجام می شود:●نوازندگانی که در محلی مشخص و ثابت قرار گرفته و به نوازندگی می پردازند.●نوازندگانی که به صورت دوره گرد به نواختن ساز می پردازند.

مزیت نوع اول این است که نوازنده دارای مکان ثابت و مشخصی ست و از آن مکان در جهت اجرای هنر نوازندگی خود استفاده می کند از اینرو برای انتخاب مکان خود معیارهای مشخص و معینی را درنظر می گیرد.

گروه دوم نیز معیارهایی تقریبا مشابه گروه اول دارد اما سطح معیارهای هردو تا حدی متفاوت از یکدیگر است.

اجرای موسیقی خیابانی باعث اجتماعاتی از مردم و ایجاد شور و نشاط در آنها می شود زیرا وقتی این نوازندگان در فضای شهری حضور پیدا می کنند چهره ی شهر را از حالت روتین و کسل کننده و تکاپوهای کاری خارج کرده و حس نشاط را در میان آنها زنده می کند و حتی موجب خاطره بازی افراد از آن محیط می شود و تا جایی پیش می رود که از لحاظ اقتصادی جذب گردشگر را به همراه خواهد داشت.

از اهداف اجرا کنندگان موسیقی خیابانی می توان به کسب درآمد،معاشرت با دیگران،علاقه ی فراوان به موسیقی،سرگرمی و...اشاره کرد.

کیفیت اجرای موسیقی خیابانی و رضایت خاطر مردم،آب و هوا،مکان،زمان اجرای این نوع موسیقی و...از عواملی هستند که می توانند در کسب درآمد این هنرمندان نقش بسزایی داشته باشند.

 

 

پادکستی بشنوید در مورد موسیقی خیابانی

 

 
آغاز فعالیت ستارگان از اجراهای خیابانی
 

رانی بنیز،باب دیلن،باب هوپ،رابین ویلیامز و...از ستارگانی هستند که کار خود را از خیابان و اجراهای خیابانی شروع کردند و بسیاری دیگر از اجراکنندگان خیابانی از این طریق توانستند درآمد بسیاری کسب کنند.

اجرای کافه ای، اغلب در کافه ها،رستوران ها و...انجام می شود و کافه پیانوها محفلی برای تربیت بسیاری از نوازندگانی هستند که سبک های متفاوتی همچون راک،کلاسیک و...کار می کنند.

 

بیل جوئل و نوازندگی در کافه
 

بیل جوئل،یکی از مشهورترین نوازندگانی ست که کار خود را از کافه آغاز کرد و طی مدتی که در یک کافه در لس آنجلس به نواختن پیانو پرداخت،توانست قطعات معروفی را ساخته و اجرا کند.

 

موسیقی خیابانی در کشورهای مختلف
 

هنر موسیقی خیابانی به عنوان هنر هزاره سوم در ایالات متحده در حال انجام است.آنها در خیابان های سان فرانسیسکو،واشنگتن،شیکاگو،لس آنجلس و...به این هنر می پردازند.

در ایرلند،اسکاتلند،انگلیس و...هم این هنر انجام می شود.برخی از این نوازندگان در کشور ژاپن هم فعالیت می کنند.

در مکزیک هم گروه موسیقی خیابانیMariachis  به اجرای موسیقی خاصی با این نام فعالیت می کنند.

 

باور غلط برخی از مردم در خصوص اجراکنندگان موسیقی خیابانی

 

باور نادرستی در میان برخی از مردم وجود دارد که فکر می کنند افرادی که به اجرای موسیقی خیابانی می پردازند از طبقه ی گدا،بی خانمان یا بیکار جامعه هستند که به این کار روی آورده اند در حالی که این موضوع کاملا نادرست است زیرا این موضوع در تمامی دنیا یک امر رایج است و بسیاری از افراد از این فعالیت ها، توانسته اند حرفه ای شده و شهره ی عام و خاص گردند

 

اعدام برای افرادی که بر علیه مقامات دولتی میخوانند

 

اولین قانون ثبت شده و موثر درخصوص اجراکنندگان موسیقی خیابانی مربوط به سال ۴۶۲ قبل از میلاد در روم باستان است.در این قانون نوشته شده بود که آواز خواندن یا موردانتقاد قرار دادن حکومت و یا مسولان دولتی جرم محسوب شده و مجازات اعدام را در پی خواهد داشت.

در اروپا و آمریکا براساس قوانین موجود در آنها،اجرا کنندگان موسیقی خیابانی مورد حمایت قرار گرفته و حوزه ی فعالیت خود را گسترش دادند.

 

موسیقی خیابانی در ایران

 

شاید آنگونه که در کشورهای دیگر این نوع موسیقی و فعالیت رایج است در ایران چنین نیست زیرا باوجود تغییر فرهنگ و دیدگاه ها،هنوز افرادی هستند که نظر خوبی نسبت به موسیقی خیابانی ندارند و ارزش آن را همانند اجراهای دیگر نمی دانند.

اجراکنندگان موسیقی خیابانی اغلب از افرادی هستند که در عامه شاید به " عشق موسیقی " تعبیر شوند.جوانانی که یا امکانات لازم را نداشته و یا قصد داشته اند که از نقطه ای شروع کرده و علاوه بر کسب درآمد به شهرتی نیز دست یابند.

شاید تا چندسال اخیر هم کمتر مشاهده می شد که در کافه یا رستوران و یا خیابان هایی قدم بگذاریم که نوازندگانی در آن حضور داشته باشند اما امروزه براحتی با آگهی های استخدام پیانیست یا نوازنده و خواننده روبرو می شویم و حتی حضور پررنگ تر جوانان را در حوزه ی موسیقی خیابانی مشاهده می کنیم.

این موضوع به قدری گسترده شد و طرفداران بسیاری پیدا کرد که افرادی که توان مالی برای پرداخت هزینه های گزاف بلیط های کنسرت را نداشتند از این نوع موسیقی و اجراها لذت میبردند.

 

معضل اقتصادی و اجرای خیابانی همایون شجریان

 

معضل اقتصادی و شرایط سخت مردم باعث شد که طی روزهای قبل "همایون شجریان" از موسیقی خیابانی نام برده و برای اجرای آن اعلام حضور نماید.او که چندسالی ست با "پورناظری "ها همکاری های موفقی داشته و تورهای داخلی و خارجی برگزار کرده اند پس از نمایش موفق " سی" درصدد این ایده ی خلاقانه برآمدند و همایون در صفحه شخصی اش این موضوع را نیز عنوان کرد.

او در این خصوص در صفحه اش نوشت: "در این ایام که چون سیاوش در گذر آتش هستیم نمی دانم چه کنیم تا حالمان کمی به شود،چنانچه مشکل مجوز نباشد سراپا در خدمتم تا بدون هیچ انتفاعی کنسرت خیابانی گسترده برای شما عزیزان اجرا کنم،شاید دلمان در کنار یکدیگر آرام گیرد."

او همچنین به پیگیری برخی از افراد در خصوص اجرای " کنسرت ایران من" که منافع آن برای مردم زلزله زده ی کرمانشاه بود چنین پاسخ داد: " مجموعا چهارصد یخچال و کولر تهیه شد  که به خانواده های مصیبت دیده اهدا شود که این ناقابل مقبول درگاه معشوق قرار گیرد. "

پس از اعلام اجرای موسیقی خیابانی از سوی همایون شجریان و گروهش،سیروان خسروی نیز  کمتر از بیست و چهار ساعت از انتشار این خبر،از طریق ویدیویی در صفحه شخصی اش برای این کار اعلام آمادگی کرد.

قطعا اجرای موسیقی خیابانی و این اقدام همایون شجریان و سیروان خسروی اتفاق خوبی برای موسیقی کشور خواهد بود.

 

اجرا در خیابان، از «ویلیامز» تا «خراط‌ها»

 

Busking یا همان اجرای خیابانی در مکان های عمومی انجام می شود و برای کسب انعام صورت می‌گیرد. Buskers را در ایران با نام های «مطرب» یا «خنیاگر» می شناسند؛ اتفاقی که در سال های اخیر در ایران و مخصوصا پایتخت فراگیری بیشتری داشته است. در گذشته اجرای خیابانی به نوازندگی های مبتدیانه ای برمی گشت که برای دریافت پول از عابران اختصاص داشت اما حالا ابعاد گسترده تری پیدا کرده است. اکنون از پله های برقی ایستگاه های مترو که پایین می‌روید، گاهی با گروه نوازی‌هایی برخورد می‌کنید که کمی از دنیای آماتورگونه فاصله دارند و البته در فراسوی مرزها با کارهای سرگرم کننده دیگری مانند شعبده‌بازی و رقص نیز همراه می شوند. هنوز که هنوز است موسیقی خیابانی برای فعالان جدی عرصه موسیقی در ایران جایگاه تعریف شده ای ندارد و کمتر هنرمندی را می توان یافت که به صورت کاملا حرفه ای برای این موضوع، وقت بگذارد. از سوی دیگر انگشت شمار می‌توان کسانی را به صورت هنرمند حرفه ای در موسیقی خیابانی تعریف کرد که با این قالب، خود را در میان مردم و مخاطبان موسیقی معرفی کرده باشد، هر چند کسانی هستند که به شکل پاره وقت و تمام وقت، عمر خود را در خیابان و در زمینه موسیقی خیابانی صرف می کنند و از این راه زندگی خود را نیز می گذرانند اما این حوزه بر خلاف عرصه معمول موسیقی،فراهم بودن شرایط پیرامونی را نیز طلب می کند. به طور مثال بدی آب و هوا، محل نامناسب اجرا و موارد دیگر می تواند بر میزان استقبال مخاطبان و طبیعتا درآمد هنرمند تاثیر منفی بگذارد. البته موزیسین های شاخص و نامداری بوده اند که فعالیت خود را از خیابان آغاز کرده و سپس به روی استیج هایی رسیده اند که حضور در آنها آرزوی هر خواننده ای بوده است.

 

لازم به ذکر است اجرای خیابانی تنها مختص به موسیقی نیست و هنرهای دیگری مانند تئاتر را نیز شامل می شود که بازیگران بزرگی مانند رابین ویلیامز را تحویل سینمای هالیوود داده است. در میان خوانندگان ایرانی نیز مجید خراطها یکی از کسانی است که به اجرای خیابانی پرداخته و البته در میان جوانان هم شهرت نسبتا زیادی دارد. او چند باری به پارک دانشجوی تهران رفته و در حمایت از کودکان کار، موسیقی خیابانی اجرا و مردم را به دور خود جمع کرده است.

 

موسیقی خیابانی یعنی موسیقی شهر

بردیا کیارس

آهنگساز و رهبر ارکستر

 

موسیقی خیابانی یعنی مردم بدون هیچ اجباری برای پرداخت پول، شنونده موسیقی باشند. هر روز جمعیت کثیری از مردم ایران در پاساژها، چهارراه ها، پارک ها و در مجموع مکان های عمومی حضور دارند و موسیقی خیابانی می تواند خستگی مردم را از تن به در کند. با پرداخت پول توسط مردم عابر و رهگذر به موزیسین‌های خیابانی، در واقع هم به موزیسین کمک می‌شود و هم شهروندان از موسیقی لذت می برند. از طرف دیگر شهر، عناصری در خود دارد که هر یک نقشی را ایفا می‌کنند. موسیقی خیابانی که بنا بر تعریف من، «موسیقی شهر» نام دارد از عناصر زیبای تشکیل دهنده کلی به نام شهر است. از سوی دیگر ایران دارای موسیقی غنی و عمیقی است.

 

البته حضور نوازندگانی که به ژانرهای غیر ایرانی نیز علاقه دارند به جذابیت چند برابر موسیقی خیابانی کمک شایانی می کند من به عنوان علاقه مند به موسیقی ایرانی، با شنیدن صدای ساز از یک نوازنده خیابانی احساس شور و شعف می کنم. به شخصه با چند نوازنده بسیار خوب خیابانی مواجه شده ام. برخی از آنها می خواهند موسیقی را وارد حوزه عمومی کنند و دوست دارند برای کسانی که ممکن است در سال حتی یک بار هم در سالن های کنسرت حضور پیدا نکنند به اجرای برنامه بپردازند. مخاطب این موسیقی به واسطه شنیدن حتی چند نت از موسیقی خیابانی ممکن است به ماهیت موسیقی توجه بیشتری داشته باشد. البته در این میان جای خالی نظارت از سوی مسئولان احساس می شود. این موسیقی باید از یک فیلتر عبور کند. در واقع یک هیات متخصص باید سطح موزیسین های خیابانی را بسنجد تا موسیقی ارائه شده به مردم سطح قابل قبولی داشته باشد.

 

اگر فعالان عرصه موسیقی خیابانی به ترویج موسیقی علاقه مند هستند که در حقیقت نیز همین طور است، مسئولان شهری می تواتند با تامین امکانات به آنها کمک کنند. تهران با توجه به جغرافیای وسیع و فراوانی جمعیت، زبان ها، فرهنگ ها، علایق و سلایق مختلف را کنار هم و یک جا در خود جمع کرده و از سوی دیگر پایتخت ایران محسوب می شود، بنابراین هر اندازه بتوانیم تنوع را افزایش دهیم، به ذائقه مردم احترام بیشتری گذاشته ایم و آنها را با انواع متفاوتی از موسیقی آشنا کرده ایم که شاید در مدیوم های رسمی فرصت ارائه چندانی ندارند. وجود موسیقی در شهر می تواند آرامش و لذت را در لحظات سخت و پر فشار برای مردم به ارمغان بیاورد و شاید شنیدن چند نت دلنشین اجازه ندهد مردم با ترشرویی به منازل خود بروند.

 

آرزومندم در خیابان کنسرت برگزار کنم

سامان احتشامی

نوازنده پیانو و آهنگساز

 

فعالیت در هر نوع کاری، دو انگیزه کلی دارد که قابل طرح در اهداف مادی و معنوی است، بنابراین نگاه مادی نه تنها در موسیقی خیابانی بلکه در تمام انواع و اقسام مکان ها موجود است. اگر نگاه به مقوله مادی موسیقی خیابانی به نظر برخی افراد سطحی و دم دستی می آید، ایراد از این نوع موسیقی نیست بلکه فرهنگ پایین در برخی بخش ها را نشان می دهد. آرزومندم که بتوانم در خیابان کنسرت برگزار کنم. اگر اداره اماکن تهران، مجوز این اقدام را بدهد از این حرکت استقبال می کنم. یکی از ویژگی های اصلی موسیقی خیابانی لذتی است که از پس ارائه این نوع موسیقی نصیب مردم می شود. البته با نام گذاری موسیقی تحت عنوان «موسیقی خیابانی» مخالفم چون در استخر هم موسیقی پخش می شود اما آن نوع از موسیقی را «موسیقی استخری» نمی نامیم!

 

در آمریکا و کشورهای اروپایی به خاطر این که تعداد نوازنده ها در مقایسه با کشور ما بسیار بیشتر است، دیده شدن در آن فضا، هنرمندان را با مشکل مواجه می کند، بنابراین خیلی از نوازندگان زبردست که در ارکسترهای درجه یک مشغول نوازندگی هستند، به خاطر امرار معاش در مترو یا خیابان، ساز می زنند. باید تاکید کنم این کار تکدی گری نیست. متکدی، کسی است که کاری انجام نمی دهد و تنها طلب پول می کند. به اعتقاد من، چهره شهر با توسعه این نوع موسیقی، زیبا می شود و کسانی که از محل کار برمی گردند، می توانند در مسیر رفتن به خانه، موسیقیِ خوب بشنوند. شاید جالب باشد که بدانید در اتریش، افرادی که علاقه مند به نوازندگی در خیابان هستند باید یک آزمون را پشت سر بگذارند تا ساز زدن صحیح شان احراز شود. به این خاطر که مردم اثر موتزارت یا بتهوون را اشتباه نشنوند. آنها برای موسیقی خود احترام قائل هستند. صدای موسیقی هایی که در خیابان های اروپا شنیده می شود سلامت است اما برخی از گدایان ما بر سر چهارراه های شهر، ساز شکسته ای را در دست گرفته و به جای ساز زدن، قیژ قیژ می‌کنند.

 

من یکی از تحصیل کردگان موسیقی هستم و ساز تخصصی ام پیانو است اما ویولن، آکاردئون و تنبک را به جای تلویزیون بر سر چهارراه ها دیده ام. چه قدر خوب است نوازندگان خیابانی، کنترباس، درامز و ویولن‌سل هم می‌زدند تا با سازهای دیگر هم آشنا می‌شدیم. حضور نوازندگان خیابانی کار بسیار خوبی است اما به آن شرط که با واسطه فرهنگسازی بتوانیم بین نوازنده با گدایی که برای تامین هزینه تهیه مواد مخدر، ساز به دست گرفته تفاوت قائل شویم. تا قبل از سال ۱۳۴۵ که تالار وحدت و دیگر مکان های برگزاری کنسرت تاسیس شدند، تمام اجراهای موسیقی ما، خیابانی و کافه ای بود. در آن سوی مرزها هم این موسیقی توانست به نوعی جریان سازی کند. به عنوان مثال لیبراچی، پیانیستی بود که ساز خود را پشت یک اتومبیل قرار می داد و در شهرها و محله‌های مختلف به نوازندگی می‌پرداخت. او درآمد زندگی خود را از این راه به دست می آورد. لیبراچی نوازنده بسیار درجه یکی بود و صفحاتی از او به جای مانده که هنرش را در نوازندگی پیانو به خوبی نشان می دهد، پس ما نیز نباید به موسیقی اجرا شده در خیابان تنها به چشم سرگرمی یا کسب درآمد نگاه کنیم.

 

 

نوازنده ها صرفا برای دغدغه های مادی به خیابان نمی آیند

آرش گوران

رهبر ارکستر فیلارمونیک تهران

 

از قرن ها پیش در موسیقی جهان، ریشه نوازنده‌های خیابانی آرام آرام جوانه زده و رشد کرده است. در قرون وسطی، رنسانس و سپس باروک، «تروبادورها» نوازندگان خیابانی بودند. اگر ریشه نوازندگان آزاد و رهگذر را پیگیری کنیم به دوران تروبادورها و تروگورها بر می خوریم. آنها نوازندگانی هستند که در اروپای قدیم (مربوط به بیش از ۵۰۰ سال پیش) ساز به دست می‌گرفتند و اشعار عاشقانه و اجتماعی می‌خواندند.

 

بعضی از آنها با «لیر» و برخی با «لوت» ساز می زدند و بعدها ساز «ماندولین» به دست گرفتند. دلیل اصلی حضور این نوازندگان به منظور مخالفت با نظام موسیقی آن روزگار بود. شاید به خاطر این که در آن دوران موسیقی به نقطه خاصی معطوف بود و آنها می خواستند موسیقی را وارد بطن جامعه کنند و به میان مردم ببرند.

 

باید از خود بپرسیم چرا دغدغه موسیقی خیابانی، حالتی ارگانیزه تر پیدا نمی کند؟ نوازندگان خیابانی دیگر به عنوان عضوی از شهر پذیرفته شده اند. رهگذری که از ساعت ها کار خسته شده،، به محض شنیدن ساز نوازندگان خیابانی احساس شادمانی و آرامش می‌کند. اگر موسیقی انتخاب شده توسط نوازنده ای که در خیابان هنرنمایی می کند با سلیقه عابر همخوان باشد، رهگذر احساس آرامش و شعف می کند، بنابراین چنین موقعیتی می تواند

 

به یک خاطره موسیقایی در خیابان بدل شود. ما نمی توانیم وجود چنین نوازنده هایی را انکار کنیم. در کشورهای اروپایی بارها دیده شده نوازنده‌ای که روزها در خیابان ساز می زند، شب به عنوان نوازنده یکی از ارکسترهای نامدار، روی سن هنرنمایی می کند.

 

یک نوازنده خیابانی از ارائه کارش اهداف بی شماری را دنبال می کند. خلاصه کردنش در چند هدف ممکن است، هدف های دیگر را زیر سوال ببرد اما به باور من، هدف این نوازنده ها صرفا دغدغه های مادی نیست. برخی هنرها و مخصوصا موسیقی ها ساخته می شوند تا به شکل ناگهانی در خیابان اجرا شوند و بازخورد خود را از عابرانی که در حال گذر هستند بگیرند. قطعه «۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه سکوت» جان کیج عملا در قالب صدا تولید نمی شود اما بازخورد مخاطبان این قطعه چیست؟ آیا تنها طرح دغدغه سکوت از سوی آهنگساز مطرح است؟

 

همان طور که تاکید کردم نوازنده های خیابانی صرفا برای دغدغه های مادی به خیابان ها نمی آیند. البته من در مورد نوازنده های خیابانی تحقیقات چندانی انجام نداده ام. هر چند پیش آمده یک نوازنده ویولن را دیده باشم که خوب ساز می زند، آرشه کشی خوبی دارد و انگشت گذاری را هم می داند اما شاید از کنارش عبور کرده ام. البته او را فراموش نکرده ام ولی کاری هم از دستم بر نمی آمده است. اهدافی که مطرح می کنم مربوط به آن سوی دنیاست.

 

شاید دغدغه یک نوازنده خیابانی، موسیقی تجربی باشد، شاید هم دو نوازنده بخواهند در دل شهر حاضر شوند و یک موسیقی اتفاقی را اجرا کنند. از سوی دیگر شاید دو نوازنده بر اساس ایدئولوژی تجربه به خیابان بیایند و اثری را اجرا کنند و در ادامه نظاره گر بازخوردش در میان مخاطبان باشند. یک نوازنده ممکن است علاقه مند نباشد در یک سالن کنسرت محدود با چارچوب های موجود در آن کنسرت بدهد، پس به یک خیابان یا مرکز خرید پر رفت و آمد می رود و قطعه مشهوری را می نوازد. رهگذرها نیز موسیقی را در لحظه های خود حس می کنند. تجربه نشان می دهد بخشی از این موسیقی به خاطر اعتراض به شرایط فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه در عرصه عمومی نمود پیدا کرده اما اعتقادم این است از هر بخش موسیقی و به تعریف جامع تر هنر، نمی شود برداشت اجتماعی یا سیاسی داشت. منظور هر گونه اتفاق سیاسی در هر نقطه از جهان است و باور دارم که نمی شود به نفع هنر موسیقی، این اتفاق را مورد استفاده قرار داد. در صد جای دیگر دنیا نیز صد دلیل دیگر برای حضور نوازندگان خیابانی وجود دارد. ما نمی دانیم چند نوازنده خیابانی در دنیا هستند، بنابراین مطلع نیستیم چند هدف برای وجود نوازندگان خیابانی در دنیا وجود دارد. ممکن است یک دلیلش اعتراض باشد و یک دلیل هم می تواند اعتراض نباشد، یک دلیل می تواند مادی باشد، یک دلیل می تواند بی مرز بودن مخاطبان در جریان یک اجرا و بی مرز بودن مکان اجرا باشد. انسان ها در چنین شرایطی در حال زندگی هستند.

 

می دانم در آلمان، چهار راهی وجود دارد که در آن تئاتر اجرا می شود. شما در عین حال که زندگی می‌کنید گمان می برید در آن چهارراه زندگی واقعی در جریان است اما در واقع یک تئاتر است. از نظر من اهداف نوازنده های خیابانی هم مختلف و متنوع است. می شود تک تک آنها را مورد بررسی قرار داد اما کلی بودن آنها به روند بحث کمک بیشتری می کند.

 

نکته دیگری که مرا غمگین می کند این است که چرا باید با نوازنده های خیابانی برخورد قهرآمیز صورت بگیرد. این نگاه من باز هم نیازمند تحلیل است چرا که در مواجهه با این ماجرا می توان دو برداشت ارائه داد. یکی از این برخوردها، رفتاری است که در ونزوئلا انجام گرفت. سازمانی در ونزوئلا، نوازنده های خیابانی را جذب کرده و آنها را وارد آکادمی موسیقی می کند. این سازمان به صورت پایه ای به آنها موسیقی را آموزش می‌دهد.

 

این سازمان توانسته بهترین نوازنده های چند سال اخیر ونزوئلا را تحویل دهد و آنها را در قالب ارکستر «سیمون بولیوار» مطرح کند. «گوستاوو دودامل» یکی از نوازندگان و رهبرهای فعال در موسیقی امروز جهان از همان ارکستر معرفی شد. چرا ما نمی توانیم نگاه کشور ونزوئلا را داشته باشیم؟ چرا ما نوازنده های خیابانی را وارد ارکسترهای خود نمی کنیم؟ پاسخ این دو سوال را باید متوجه نطفه اصلی ماجرا دانست.

 

برخورد دوم این است که هر کسی با هر سلیقه ای، موسیقی خود را اجرا می کند. می شود این موسیقی را با آغوش باز پذیرفت اما نگاه سومی هم وجود دارد؛ سلیقه جامعه ما نیز باید ارتقا پیدا کند. آیا تا ۱۰ سال آینده باید همین موسیقی خیابانی را ببینیم یا قرار است سطح فرهنگ شنیداری را تا حدی ارتقا دهیم؟ این ماجرا از خیابان ها، خانواده ها و آکادمی ها آغاز می شود. متاسفانه فرهنگ موسیقی کشور ما دارای گره‌هایی است که همگی به هم مرتبط است و در بخش‌های مختلفی از جمله موسیقی خیابانی بروز و ظهور پیدا می کند.

 

 

0