ZNR52QI سایت آموزشی موسیقی نت به نت

فروشگاه

مقالات

مقالات

زندگی نامه استاد رضا محجوبی

  • انتشار1400/09/14
  • 0بازدید
زندگی نامه استاد رضا محجوبی

 

ساز ویولن از آن دسته سازهای زهی است که یادگیری و رسیدن به مهارت استادی در آن، به جد نیازمند توانایی نت خوانی و الگو برداری از آموزه های تئوری موسیقی می باشد. مگر اینکه نوازنده حداقل یکی از این سه شرط را دارا باشد: حامی و مشوق بزرگ، استعداد و نبوغ، شیدایی. استاد رضا محجوبی (متولد 1277 در تهران) نوازنده سرشناس و بزرگ ساز ویولن، از هر سه شرط برخوردار بود. اولین حامیان موسیقی رضا، خانواده هنر پرورش بودند. پدرش عباسعلی ناظر، نی می نواخت و مادرش فخرالسادات پیانو. او برادر بزرگتری داشت که نام و آوازه اش در آسمان موسیقی ایران پر فروغ است. مرتضی محجوبی برادر بزرگ رضا که پنجه های هنرمندش اعجاز موسیقی را از قامت ساز پیانو متجلی می کرد. در چنین خانواده هنرمندی، سخت است کسی میل به هنر نیابد. از نظر استعداد ذاتی هم او هیچ چیز کم نداشت. چنان آرشه را بر تارهای ویولن به رقص می آورد که دل مخاطب را به لرزه می انداخت حتی اگر از سنگ بود. استعداد او به اندازه ای بود که وقتی تنها 16 سال داشت، به همراه برادرش مرتضی در کافه به همنوازی می پرداختند و مردم به عشق این موسیقی زنده و حرفه ای از راههای دور و نزدیک به این کافه می آمدند. و اما شیدایی او منحصر به خود رضا بود. هیچ گاه معلوم نشد که او به جنون مبتلا شده یا خود خواسته همچون بهلول، عاقلی دیوانه نما گردیده است. در همان عنفوان جوانی دچار بیماری مغز و اعصاب گشت و پس از آن رویکرد او به زندگی تغییر یافت. حرف هایش نه به شکل مرسوم آن زمان، بلکه عباراتی نا مشخص بود که معلوم نمی کرد از چه دنیایی بر لسان او می نشیند. در ارتباط عادی و روزمره اجتماعی دچار مشکل شد. با خود حرف میزد، گاه دوستان را از یاد میبرد و حتی او را بعضا در حال گفتگو با ماه می دیدند. این شیدایی را بسیاری از مردمان دیوانگی، و برخی نیز بیماری تلقی کردند. اما حقیقت هیچ گاه آشکار نشد. علم پزشکی در آن زمان قدرتی بر تعبیر این گونه عارضه های مغزی نداشت. به راحتی افرادی که از خط نرمال خارج می شدند را انگ دیوانگی و جنون می زدند.

 

رضا محجوبی، استادی که نت نیاموخت

او هرگز نت خوانی را یاد نگرفت، ولی چنان در نواختن این ساز به کمال رسیده بود، که در جوانی به شهرت زیادی نزد اهالی موسیقی و عامه مردم دست یافته بود. او را می‌توان مصداق بارز این بیت معروف حافظ برشمرد: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت/ به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد...

 

زندگی نامه استاد رضا محجوبی

 

آری، مهارت رضا محجوبی در نوازندگی از جای دیگری ارتزاق می کرد. شاید دریچه ای به آن سوی پرده گشوده بود که چنین بدون خط و مشق موسیقی، به جایگاهی اینچنین رسیده بود. هر چند که از نوازندگی ایشان هیچ اثری به جز یک قطعه مخدوش چند دقیقه ای در آرشیو موسیقی ایران نمانده، اما سبک، ساخته ها و آثار مکتوب شده به وضوح بزرگی او در موسیقی را مصور می کند. از او چند نمونه تنصیف و چهارمضراب و پیش درآمد ثبت شده که هنوز در موسیقی امروزه از آنها استفاده می شود. بد نیست بدانیم یکی از پیش درآمدهای او در مایه اصفهان را با تنظیم فرهاد فخرالدینی در سریال کیف انگلیسی بارها شنیده ایم. سبک و ژانر رضا تاثیر گرفته از مکتب درویش خانی می دانستند. اولین استاد او حسین هنگ آفرین بود، هنگ آفرین در ارتش افسر موسیقی بود و جابجایی زیاد داشت. رضا باید استاد دیگری بر می گزید. پس به نزد ابراهیم آژنگ مدتی را کار کرد. از آنجا که تدریس آژنگ به گونه ای سختگیرانه بر اساس قواعد علمی موسیقی بود، شاگردی نزد او را به مدت زیادی بر نتافت و به مکتب حسین خان اسماعیل‌زاده رفت. حسین خان کمانچه می نواخت. از آنجا که ویلون و کمانچه قرابتی نزدیک به یکدیگر دارند، مثل دیگر شاگردانش چند سالی ویولن را با کمانچه به رضا آموزش داد. رضا محجوبی هنر خود را منحصر به خویش نکرد. در 25 سالگی کلاس موسیقی بر پا کرد و به آموزش شاگردان و در کنار آن آهنگسازی مشغول شد. از شاگردان مطرح ایشان می توان به روح الله خالقی و مجید وفادار اشاره نمود. شهرت او قبل از آن بیماری مذکور روز افزون بود. حتی با درویش خان بزرگ و عارف قزوینی در چند کنسرت مشترک به اجرا پرداخت و هنر نمایی کرد.

 

در گذشت

رضا محجوبی همانقدر که طلوع پرشتابی در آسمان موسیقی داشت، غروب زود هنگامی هم داشت. او با رفتارها و گفتارهای منحصر به فرد، با افتادگی‌ای فقیرانه که حکایت از رنج های بیشمارش داشت، در حالی که در سالهای پایانی به انزوا نشسته و غرق در بی اعتنایی به خویش و حوادث پیرامونش بود، روزگار به سر می برد. سرانجام در 29 تیر ماه 1333 رخت از این دنیای فانی بر بست و راحت جان طلبید. پیکر او در قبرستان ظهیرالدوله در منزل ابدی خود آرام گرفت. برادرش مرتضی در سوگ او آهنگی با نام کاروان را ساخت و با خوانندگی استاد غلامحسين بنان، به یاد برادرش اجرا نمود.

 

نویسنده: محمد حنطه ای

 

0